مناطقی هستند که مردم دوست ندارند عکس گرفته شوند و مناطقی هم هستند که عاشقش هستند. چین، گرجستان، ساردینیا و ایران از دسته دوم هستند.
تازه متوجه شدم که اینها همچنین جاهایی هستند که مردم از پوشیدن لباسهای سنتی خود، لباسهای محلی دیگر کشورها یا لباسهای خلاقانه و شخصی لذت میبرند. شاید به همین دلیل است که آنها خود را آگاهانه به عنوان یک نمایش میبینند و طبیعی است که قبول میکنند دیگران بخواهند این تصویر زیبا را ثبت کنند، درست همانطور که خودشان اغلب اجازه میدهند از آنها عکس گرفته شود.
قبلاً چند پست در فیسبوک درباره جوانان در چین که لباس میپوشند و ژست میگیرند به اشتراک گذاشتهام، اما به زودی خلاصهای از آنها را اینجا ارائه خواهم داد. فعلاً میخواهم درباره ایرانیها بنویسم.
جزایر خلیج فارس، قشم و هرمز، مقاصد گردشگری داخلی محبوبی هستند به خاطر آب و هوای گرم، زیبایی طبیعی خیرهکننده، غذای خوشمزه و آزادی نسبی که میتوان در آنها تجربه کرد. جوانان ایرانی که به این جزایر میروند، لباسهای شیک آورده شده از سرزمین اصلی را همراه با تکههایی از لباس محلی و خلاقیتهای اغراقآمیز جوانان آلترناتیو که از فشارهای قدرت فرار کردهاند، میپوشند. آنها در این لباسها ژست میگیرند و اصلاً اهمیتی نمیدهند اگر دیگران صحنههایشان را ثبت کنند.
و این رفتار در ایران رایج است، بدون توجه به لباس پوشیدن. هر کسی که دوربین را میبیند، به سمت آن برمیگردد، لبخند میزند و اجازه میدهد عکسش گرفته شود — درست مانند دیگر مناطقی که قبلاً ذکر کردم.
هر کسی که دختران روس یا اوکراینی را در حال ژست گرفتن دیده باشد میداند که بخش بزرگی از سبک آنها شامل مانور دادن با بدن است: پنجهها را به سمت بیرون با ساق پاهای کشیده، سینه و لگن را قوس دادن، لبها را جمع کردن و حرکات دعوتکننده با دستها. دختران ایرانی اما اجازه میدهند که لباسهایشان برایشان حرف بزند.
اما عکاسی گردشگران در خلیج فارس یک نکته ویژه دارد: دختران ایرانی با خوشحالی لباس محلی زنان مسلمان، boregheh را میپوشند.
Boregheh یک نقاب زنانه است که به طور خاص در اطراف خلیج فارس پوشیده میشود. انواع مختلفی دارد: بعضی بخش بالایی صورت را میپوشانند و فقط یک شکاف باریک برای چشمها دارند؛ بعضی دیگر روی دهان را به شکل سبیل ضخیم خم میکنند؛ و بعضی به شکل نقاب سفت پارچهای شبیه منقار روی صورت قرار میگیرند. تقریباً همیشه با بورکای تمامقد پوشیده میشود، که پایان منطقی این پوشش است. من این نقابها را از فروشندگان محلی زنان در ساحل سرخ هرمز عکاسی کردم.
اگرچه اکثر متون درباره boregheh تأکید دارند که آن برای محافظت در برابر آفتاب شدید و گرد و غبار پوشیده میشود، این عمدتاً یک بهانه مؤدبانه است. عکاس فرانسوی، اریک لافورگ، که از زنان، شوهران و سازندگان در روستاهای قشم عکس گرفته و مصاحبه کرده است، به روشنی نشان میدهد که پوشیدن این نقاب به همان اندازه یک الزام مذهبی محلی برای زنان است که حجاب اسلامی است. اولین زنی که boregheh خود را در قشم برداشت، دکتر زینت بود و به شدت مورد طرد اجتماعی قرار گرفت؛ اگرچه همه از خدمات پزشکی او استفاده میکردند، هیچکس به غیر از آن با او صحبت نمیکرد یا او را به مناسبتهای جمعی دعوت نمیکرد.
به همین دلیل بسیار جالب است که در حالی که دختران ایرانی در خانه با الزام حجاب میجنگند و معمولاً در جزایر آن را نمیپوشند، اینجا با خوشحالی نسخه سبک boregheh مناسب برای گردشگران را میپوشند — نسخهای که تقریباً تمام صورت را نشان میدهد و در عین حال با کمی رمز و راز آن را میپوشاند. گویی آنها نه یک نماد پدرسالاری ایرانی، بلکه نسخهای فولکلوریزه از ماسک کارناوال ونیزی را پوشیدهاند، که شاید توضیح دهد چرا این برایشان پذیرفتنی است.
فروشنده boregheh برای گردشگران، با دختران ایرانی که در حال تماشای محصولات در غرفه هستند






















Add comment